مصرف گرایی،کارکردِ پنهانِ رسانه های اجتماعی

مصرف گرایی،کارکردِ پنهانِ رسانه های اجتماعی

در عصر حاضر ،با ورود رسانه های نوظهور و جهانی، نوعی دگرگونی در اجتماعات و جوامع اتفاق افتاده است .رسانه های جمعی نوعی همگنی افکار و عقاید را در درون انسانها بوجود آورده است ، لذا با نمایش دادن سبک های خاصی از زندگی بعنوان نمونه های ایده آل، معیارها و الگوهای فکری و مصرفی کانالیزه شده ای را به بیننده القاء می کند بنابراین مشاهده می کنیم که افراد در بین قشرهای مختلف اقتصادی-اجتماعی به سمت بدست آوردن الگوهای فکری ومصرفی که رسانه تبلیغ می کند به پیش می روند و می توان پیش بینی کرد که اهداف و الگوهای مصرفی طبقات اجتماعی در داخل معیارهای استاندارد شده زندگی سرمایه داری که رسانه زبان گویای آن است در حال مستحیل شدن است.

ادامه نوشته

مقایسه تطبیقی سه پارادیم بزرگ نظری (اثبات گرایی،تفسیر گرایی و انتقادی)

مقایسه تطبیقی سه پارادیم بزرگ نظری (اثبات گرایی،تفسیر گرایی و انتقادی)

مصطفی آب روشن

هر یک از صاحبنظران مکاتب جامعه شناسی در جهت تحلیل و تبیین وقایعِ جهانِ انسانی ناگزیر از استفاده ی سه رویکرد عین گرایی،ذهن گرایی و دیالکتیکی می باشند ، لذا در این جستار به مقایسه سه پارادایم(Paradigm) بزرگ جامعه شناسی از منظر هستی شناسی و روش شناسی می پردازیم.

1- جستار هستی شناسی(Ontology):

در این مطالعه بایستی دیدگاه های نظریه پردازها و صاحبان اندیشه مکاتب را در باره ی انسان،جامعه و روابط میان آنها جستجو نمود.سپس مصداق و نمود قوانین هستی شناسی کلی را در جهان اجتماعی و انعکاس قوانین طبیعی و یا فوق طبیعی را در قوانین و سنن اجتماعی پیدا کنیم. به عبارت دیگر هستی شناسی جواب به این سوال مهم است که چه چیزی وجود دارد؟ برای مثال دیدگاه اورگانیستی اسپنسر و یا دورکیم که تخّیل جامعه شناختی آنها بر اساس اندیشه زیست شناختی و فیزیک دوران خودشان بوده مبنی بر این است که جامعه موجودیتی منظم، و کلیتیی هماهنگ از اجزاء می باشد. که در جهت تکامل ساختی و کارکردی پیش می رود. و به همین گونه دیدگاه مارکس از علوم طبیعی و فلسفی زمان خویش و دیدگاه افلاطون نیز از دیدگاه فلسفی زمان خویش تاثیر بر داشته است . لذا سه مفهوم در بحث هستی شناسی ریشه ی مطالعات ایستایی شناسی نظریه پردازان را می سازد ،تعاریف مربوط به انسان،طبیعت یا جامعه و روابط متقابل آنها،لذا در این چکیده، هر کدام از مفاهیم را در چارچوب سه پارادایم بزرگ و مسلّط برده و مقایسه می کنیم .

ادامه نوشته

آسیب شناسی رسانه ای شدن خشونت

آسیب شناسی رسانه ای شدن خشونت

خشونت و کجروی کم و بیش  درهمه ی جوامع وجود دارد ولی دنیای ارتباطات امروزی که با ظهور  پدیده جهانی شدن  (Globalisation)، همراه است  وضعیت پیچیده ای به تعاملات انسانها بخشیده است . تاثیر  شبکه های اجتماعی در تعاملات خبری که بعنوان متغیر مستقل ،کارکرد بازنمایی و بازتولید خشونت در جامعه را بعهده دارد شرایط روانی خاصی را در جامعه حکمفرما کرده است .چرا که شاهد آثار سوء اخبار تکان دهنده در جامعه هستیم که نقش اساسی را در بازتولید و افزایش ناآرامی در جامعه دارد  بعبارتی تئوری دهکده جهانی در واقع متعین شده  است  و انتشار این خشونت ها با جزئیات،علی رغم اطلاع رسانی، که جزء مزیت ذاتی رسانه است ، باعث از بین رفتن زشتی عمل شده و قبح عمل را در ذهن ِافراد عادی سازی  می کند.

ادامه نوشته

برزخ سنت گرايي، مدرنيسم و پست مدرنیسم

نویسنده : مصطفی آب روشن

 چكيده:

آنچه در اين جستار در پي آنيم، بررسي واقعيت هاي انضماميِ جامعه ايران در روند گذار از جامعه سنتي به مدرن مي باشد كه جامعه ما را تبديل به جمع اضداد ويا ايستار هاي افراطي نموده است، بعبارتي گذارِ گسسته از سنت و رويگرداني ناخواسته و يا نادانسته از پتانسيل هاي فرهنگي، جامعه را به دو قطب نو گرا و سنت گرا تقسيم كرده كه پيامد هاي پولاريزه شدنِ جامعه ،آسيب زا بودن آن را استمرار بخشيده و از طرفي نشر آرام و خزنده رويكرد پست مدرنيستي در جامعه آسيب زاي ياد شده، شرايط خاصي را در جامعه ايران حكمفرما كرده است  به ديگر سخن از يك طرف آسيب هاي سنت گرايي كه در واقع واكنش به افراطي گري عقلانيت مدرن است  در جامعه قرباني مي گيرد و از سوي ديگر نابساماني هاي ناشي ازورود انديشه پسامدرنيستي و جهاني شدن  در قالب فيلم و شبكه هاي اجتماعي است كه مي رود باورهاي مشترك اعضاي جامعه را به چالش بزرگي بكشاند  بنابراين به همين دليل است كه جوان امروزي دچار نوعي اختلال در  باز يابي هویت شده است كه ناشی از نا مشخص بودن و نبود قطعیت درباره ی هویت و موجودیت خويش است. این اختلال در جوامع در حال گذار از سنت به مدرنیته فراوان تر و چشمگیرتر از جوامع کاملا" سنتی یا کاملا" صنعتی دیده می شود که می تواند به سبب دگرگونی ژرف و گسترده ی ارزش های فردی ، خانوادگی ، اجتماعی و معنوی باشد، پر واضح است كه تحول، جزیی از زندگی بشر است، در گذر زمان همه چیز تغییر می كند، اما مهم تر از خودِ تغییر، آمادگی انسان ها برای مواجهه با آثار آن است. در جوامعی كه سرعت تغییرات بیش از آمادگی ها و ظرفیت های مردم است نه تنها آسیب هایی متوجه اعضاي جامعه می شود بلكه تلقی مردم از تغییر نیز منفی خواهد بود. وضعیت امروزِ جامعه ايران مصداقی از این موضوع است. در گذار از سنت به مدرنیته و به همراه تغییرات آشفته فرهنگی  ، جامعه ما بطور عام و خانواده ایرانی به شكل خاص، دگرگونی های گسترده ای را تجربه می كند. درك این دگرگونی و پیش بینی آثار و عواقب آن، از ابعاد مختلف می تواند حائز اهمیت باشد كه بدان پرداخته شده است لذا در پايان بحث ، اين نتيجه الزام آور منتج مي شود كه مدرنيته بايد از درون پتانسيل هاي فرهنگي رشد كرده و علوم اجتماعي نيز بايد بومي سازي شود و اصل تقدم ميدان بر نظر مورد مداقه پژوهشگران  علوم اجتماعي قرار گيرد  تا با تئوريهاي برگرفته از واقعيت هاي انضماميِ ايران،  كار توصيف و تبيين پديده هاي اجتماعي با اعتبار و روايي بالا صورت پذيرد.

كليد واژه: سنت گرايي ، مدرنيسم ، پست مدرنيسم، اپيستمه ، فرا روايت ،پلوراليسم

ادامه نوشته

ریشه های وقوع جرم

مصطفي آب روشن

مقدمه:

يکي از دغدغه هاي انديشمندان جوامع بشري طراحي ومهندسي مدينه فاضله ايي است که ساکنان آن بتوانند در آسايش و آرامش نسبي زندگي کنند لذا بر اين مبنا جوامع مختلف  اهداف عاليه و منزلت هاي  ستايش بر انگيزي را در يک طيف گسترده براي اعضاي جامعه مشخص مي کنند تا افراد جامعه را بسوي هدفهاي تعيين شده سوق دهند از سوي ديگر هنجار شکني و بزهکاري يک پديده بسيار پيچيده اجتماعي است که در محيط هاي مختلف اجتماعي به شکل هاي متفاوت ديده مي شود. تعريف بزه و رفتار بزهكارانه در هر جامعه اي توسط قوانين حقوقي و هنجارهاي اجتماعي آن جامعه مشخص مي‌شود در حال حاضر مسئله اجتماعي جزء لاينفک جامعه نوين شده است يعني نمي توان جامعه اي را پيدا کرد که تحولات مدرن را در بر داشته باشد ولي با مسئله اجتماعي روبرو نباشد . بنابراين مسئله اجتماعي وقتي بروز مي کند که بين وضع موجود و وضع مطلوب مردم تفاوت محسوسي باشد که در صورت تداوم ، زمينه هاي کژ رفتاري را پديد مي آورد.در اين مورد تفاوتي بين جوامع وجود ندارد بنابر اين پيدايش جوامع و ارتکاب جرم از آغاز با يکديگر همراه بوده اند بطوري که امروزه مسئله کجروي و بزه کاري بصورت يکي از حادترين مسائل اجتماعي جوامع مختلف در آمده است . حال سئوال اينجاست که انحراف از معيار هاي پذيرفته شده که در واقع راه رسيدن به آرمان شهر طراحي شده است چگونه اتفاق مي افتد؟چرا کج رفتاري علي رغم همه مجازاتها ادامه مي يابد؟ آيا رفتار ناهنجار مربوط به سرشت انسان است که بهنگام تولد شکل مي گيرد و آموزش و پرورش در آن بي تاثير است؟ ويا اينکه افراد در بستر اجتماع ناهمگون تبديل به انسانهاي ناسازگار مي گردند؟

ادامه نوشته

خودکشی ایدئولوژیکی

مصطفي آب روشن

چکيده:

در اين جستار سعي شده است که نوع خاصي از خودکشي، از فرايند واقعيت هاي اجتماعي- تاريخي انتزاع و مفهوم سازي شود تا شناخت کاملي از اين پديده صورت پذيرد و زواياي آشکار و پنهان آن بررسي و در طبقه بندي جديدي بنام خودکشي ايدئو لوژيکي گنجانده شود که خود به دو دسته شامل خودکشي مذهبي وخودکشي رهايي بخش تقسيم شده که در نوع اول در اجتماعاتي صورت مي گيرد که مذهب عامل مهم همبستگي شديد اجتماعي است و نهاد دين و مذهب در هم تنيده اند و وقتي تضاد منافع سياسي، عقيدتي وطبقاتي بين گروههاي شبه مذهبي ويا گروههاي مذکور با دولتها  در يک کشور بوجود مي آيد براي رسيدن به اهدافي که مقدس شمرده مي شود دست به تکفير دشمن زده ودر نهايت خودکشي مذهبي را رقم مي زند  ودر نوع دوم هم فشار ساختار هاي جامعوي بر فرد، ايدئولوژي رهايي از آلام را بوجود مي آورد و باعث خودکشي از نوع رهايي بخش مي شود. در ادامه نوشتار سعي شده است که پارادايم بوجود آمده را، توصيف و تبيين نموده تا عوامل تکوين خودکشي اخيررا شناسايي و با دسته بندي دورکيم مقايسه تطبيقي انجام گيرد . ودر پايان نيز نتيجه گيري خواهد شد که مفهوم بدست آمده تفاوت تيپولوژيکي با دسته بندي دورکيم دارد چرا که در خودکشي اخير ايدئولوژي موثر اصلي است و عاملي است پيشيني ولي در تبيين خودکشي دورکيم برايند تعامل فرد با گروه و ساختارها عامل تکوين خودکشي است و نقطه التفاق ديگر اين نکته مهم است که مذهب در خودکشي ايدئولوژيکي عامل شتاب دهنده ولي در تبيين دورکيم عامل باز دارنده مي باشد که بايستي بعنوان واقعيتي مستقل مورد توجه قرار گيرد بنابر اين فراتر رفتن از مرز تعبير و تفسير کلاسيک و جا افتاده به علت نو شونده گي فرايند واقعيت هاي اجتماعي که زمان- مکان شمول مي باشدو به منظور آشکار کردن معاني تازه از پديده ياد شده، باز تفسير اين نوع خاص از خودکشي الزام آور مي شود.

 

مقایسه حوزه علم ودین

مصطفی آب روشن

مقدمه:

به کرات شنیده می شود که عده ایی ناخواسته ویا نادانسته مقایسه هایی را بین علم ودین صورت می دهند ودین را در بوته نقد علم قرار می دهند ودر واقع با ابزار شناخت امور مادی شاخصی برای سنجش عیار معرفت دینی می سازند وبه زعم خودشان امور آن جهانی را به چالش می کشند پر واضح است که این نوع قیاس مع الفارق، از قرن نوزدهم وهمگام با شکوفایی علوم تجربی در اروپا بوجود آمد و این رویکرد افراطی نیزدر واکنش به جزمی نگری کلیسای قرون وسطی نمودار گشت لذا دانشمندان علوم تجربی(Scientist) اینگونه تصور  می کردند که کلید کلیه مجهولات بشری در دست آنان است و با رویکرد پوزیتویستی ،علم به معنای" Science"  رامعادل همه دانستهای بشری(Knowledge ) تلقی کرده وبه گونه ای افراطی هر دانش غیر علمی را خرافه و نادرست پنداشتند و عده ای نیزدر این بین بدون اطلاع از ماهیت دین، سعی در توجیه آن با شاخصه های پوزیتیویستی بر آمدند تا اینگونه از دستاورد دین دفاع کنند.آنچه را که گاها" عده ای به اشتباه دچار آن می شوند نقد دین در بوته آزمایش علم ویا بر عکس علمی جلوه دادن امور دینی است که سوالات بی پاسخ زیادی را بر انگیخته است بنابراین علی رغم اینکه بسیاری از نظریه پردازان ،بویژه نویسندگان سده نوزدهم زوال دین را در جریان نوگرایی و تجدد  پیش بینی کرده بودند شاهد انیم که دین مانند گذشته بخش مهمی از جامعه نوین به شمار می آید. حال جهت دوری از خلط مبحث و تنویر افکارخواننده به تعریف علم ودین پرداخته وبا  مقایسه بین این دو نوع معرفت ونوع نگرش هستی شناسانه در این دو حوزه ،همگرایی و واگرایی شان را مورد بررسی قرار می دهیم.

ادامه نوشته

بحران هویت و مدگرایی

بحران هویت و مدگرایی

مصطفی آب روشن

در جامعة امروزى، انسان از ابعاد گوناگونى مورد مطالعه قرار گرفته است. ازآنجاكه هويت، بخش مهمى از وجود انسان است و زندگى شخصى و اجتماعى هر شخص تحت تأثير هويت آن است، بررسى هويت افراد بسيار مورد توجه قرار گرفته است. ايران جامعه اى در حال گذار و يا درحال توسعه است. در چنين جامعه اى به دليل فروپاشى نظام ها و ساختارهاى سنتى نظير اجتماعات عشايرى ، روستايى ، گسترش شهرنشينى، تحركات جمعيتى و اجتماعى ، تشديد تعاملات بين فرهنگ ها، اقوام و ملل متفاوت اغلبِ افراد به ويژه جوانان و دانش آموزان در برابر الگوهاى محلى، ملى و جهانى متفاوت و بعضاً متعارضى قرار گرفته اند. بسيارى از دانش آموزان با كنده شدن از بنيادهاى سنتى ، در شرايط ضعف يا نبود ساختارهاى نوين مدنى و يا عدم تشخيص الگوهاى مناسب، دچار تعارض، سردرگمى و بلاتكليفى مى شوند و خود را در تعارض با ارزش هاى سنتى و مدرن مى بينند.در چنين شرايطى است كه آنومى يا نابسامانى اجتماعى زمينه لازم را براى پيدايش بحران هويت پديد مى آورد (عبداللهى، 1374).

ادامه نوشته

نقدی بر فیلم تسویه حساب میلانی

نقدي بر فيلم تسويه حساب ساخته خانم تهمينه ميلاني

در این فیلم بخوبی وضعیت تعاملات زنان و مردان خیابانی توصیف شده ولی نکته قابل تامل این است که  در این فیلم با رویکردی زنانه به تفسیر پدیده اجتماعی پرداخته شده است و متاسفانه  این تفسیر به بیننده القاء شده که اکثر مردان جامعه علی رغم داشتن همسر ،به علت تنوع طلبی، به همسرانشان خیانت می کنند.

لازم بذکر است که ناهنجاری هایی که دائما"در جامعه تکرار شود و جدان جمعی را آزرده کند مسئله فردی نیست و بایستی انحراف عاملیت را از دید ساختاری بررسی کرد  لذا با این رویکردی که در فیلم به بیننده انتقال داده شده ما با نوعی تقلیل گرایی در تبیین پدیده اجتماعی روبرو می شویم که در واقع وضعیت نابسامان یاد شده  واکنشِ مردان نسبت به خلاء جنسی است كه بعلت ك‍‍ژ كاركرد بودن نهاد خانواده، بر آنان تحميل شده است ؛ كه بعبارتي ديگر مي توان به بحران از هم گسيختگي خانواده اشاره كرد كه جاي بحث و تامل فراوان دارد.

ادامه نوشته

آسیب شناسی تفکیک کتب درسی مدارس

آسیب شناسی تفکیک کتب درسی مدارس

نویسنده:مصطفی آب روشن

پیرو تغييرات صنعتي كه درنيمه دوم قرن بيستم در جوامع صنعتي بوجودآمد،ضرورت سواد و آموزش نظام مند بتدريج مورد پذیرش اكثر كشورهاي جهان قرار گرفت، نهاد آموزش و پرورش از جمله عوامل جامعه پذیر ی اعضای جدید جامعه است به طوري كه اعضاي جديد جامعه در روند جامعه پذیری و ورود به مدرسه آموزشها وتخصص هاي لازم را كسب مي كنند و كودكانِ جامعه بر طبق نيازهاي پيچيده امروزي، برخی از مهارتهايي را كه براي زندگي در جامعه صنعتي امروز لازم است، از طريق فرایند آموزش در مدارس فرا می گيرند. 

ادامه نوشته

تغییر نگرش ذهنی کلید شادی واقعی

تغییر نگرش ذهنی ،کلید شادی واقعی

نویسنده: مصطفی آب روشن

متاسفانه عده ای از کارشناسان برای کیفیت زندگی بهتر دائما" نسخه "شاد باشید" را تکرار می کنند، گویی شادی و خنده امری دستوری و تجویزی است و مشکل اینگونه تبیین ها از اینجا نشات می گیرد که مسئله شادی را پدیده ای پیشینی وعلت العللی انتخابی  در نظر می گیرند در صورتی که شادی همانند احساسِ غم و اندوه، علت نیست، بلکه معلول یک علت پیشینی است.

ادامه نوشته

راه های مقابله با خشم


راه های مقابله با خشم

نويسنده: مصطفی آب روشن

هر يك از ما در قبال مشكلاتي كه برايمان رخ مي‌دهد، از خود واكنش‌هاي بخصوصي بروز مي‌دهيم.

مثلا در قبال رانندگي بدِ ديگران، ممكن است دست را بي‌وقفه روي بوق فشار دهيم، به تعقيب و گريز بپردازيم يا اينكه بي‌تفاوت از كنار اين موضوع بگذريم.اينكه فرد در قبال اين مسائل، چه واكنشي از خود بروز مي‌دهد، به نظام فكري واحساسي او مربوط است .

ادامه نوشته

باز هم حادثه ای دیگر

متاسفانه باز هم شاهد تعرضی دیگر در این بستر نابسامان شهری بوده ایم این بار یکی از دوستان خوبمان خانم نگار  فاضل مطلق ،دانشجوی کوشا و عضو انجمن علوم اجتماعی دانشگاه تهران شمال ،مورد تعدی افراد ناشناس قرار گرفت. که با سلاح سرد و اسید ایشان را مورد تهدید قرار دادند .لذا تا زمانی که بین ساختار اجتماعی نابسامان و عاملیت، دائما" انگشت اتهام به سوی آسیب های اجتماع نشانه می رود و از  رويکرد حقوق تنبيهي مسئله مورد کنکاش قرار می گیرد و مجازات مجرم خياباني راه حل نهايي فرض می شود، در واقع شاهد مبارزه با معلول می باشیم. چرا که حلقه مفقوده در جاي ديگري است بنابراين در معضل اجتماعي بوجود آمده داوري بين فرد منحرف و جامعه به عنوان واقعيتي مستقل مد نظر است. و در اين شرايط ،وجدان جمعي بايستي با تنبيه و اصلاح يکي از طرفين آرام گردد. لذا در اکثر جوامع جرم خيز واکنش عيني قرباني بيشتر جلب توجه مي کند وچون بيشتر در دسترس مي باشد بعنوان مقصراصلي تلقي شده و ساختار اجتماع که بستر وقوع جرم را مهيا کرده است در حاشيه امن قرار مي گيرد .

بنابراين ما با نوعی نکوهش قربانی روبرو هستیم ،چون ريشه هاي وقوع جرم خياباني بدرستي آسيب شناسي نشده است ، بدین ترتیب براي اين  مسئله جامعوي، راه حلي درست و بنيادي پي ريزي نشده است و عموما" شاهد آنيم که  جرايم خياباني با وجود نظارت شديد اجتماعي، تکرار شده وبه اشکال گوناگون باز توليد و قربانی  می گیرد.

ماهواره فرصت یا تهدید

ماهواره فرصت یا تهدید

نویسنده :مصطفی آب روشن

آسیب زایی جوامع ساختارمند زمانی به حداقل می رسد که دولتها  با روبرو شدن با معضلی اجتماعی، از روش منطقی حل مسئله سود ببرند و موقعی که در صدد پاک کردن صورت مسئله  برآیند شاهد آسیب های جبران ناپذیری در دراز مدت خواهیم بود. لذا جامعه ایی از سلامت نسبی برخوردار است که رابطه ای پیوسته و دیالکتیکی بین ساختار و عاملیت بر قرار باشدو بعبارتی ساختار سنتزی از این تعاملات باشد.  لذا نظم دستوری و یکطرفه ای که  از سوی نهادها  اعمال می شود و عدم توجه به بازخوردی که کنشگر اجتماعی نسبت به نظم تجویزی دارد. جامعه را دچار نوعی آنومی مزمن می کند لذا جامعه ای از سلامت کامل برخوردار است که در سیر تغییرات اجتماعی، متناسب با ارزشهای متوسط اعضای جامعه، هنجار سازی  نماید و شاخص  اخیر را ملاک ارزش گذاری رفتار اعضای جامعه تلقی نماید .و این نکته حائز اهمیّت است که وجدان جمعی جامعه هیچ گاه دچار افراط و تفریط یکسویه  نخواهد شد و تغییرات اجتماعی عموما" در طی زمان ، به آرامی و با توجه به ضرورت های اجتماعی- تاریخی صورت می گیرد. لذا ناهنجاری که دائما" حریم شکنی و تکرار می شود بایستی تبدیل به هنجار شود ویا در حد تخطی اخلاقی تقلیل یابد .در غیر اینصورت جامعه دچار نابسامانی خواهد شد و اکثریت مرم بعنوان مجرم تلقی خواهند شد.  لذا اگر دیدی گذشته نگر داشته باشیم نمونه هایی از تابوهایی که در گذشته ساری و جاری بوده  همانند: ممنوعیت استفاده از موسیقی در اتومبیل، ممنوعیت استفاده از دستگاه ویدئو در حریم خصوصی و ممنوعیت استفاده از لباس های آستین کوتاه برای پسران در مجامع عمومی را می توان یاد آور شد  که در پی  تغییرات ساختاری ، این ناهنجاری ها یا تبدیل به هنجار گردیده ویا حریم خصوصی مورد احترام قانون گذار قرار گرفته است.

بنابراین در هر کدام از موارد فوق برخورد شدیدی از طرف ناظران اجتماعی با منحرفین از هنجار های حاکم بر جامعه صورت می گرفت.  که  بعلت کثرت فراوانی هنجارشکنی در موارد فوق این تابوها یا تبدیل به هنجار شدند و یا در حد خطای قابل اغماض نادیده گرفته شده اند .لذا مسئله ای که امروزه محل اختلاف است و بایستی همچون موارد فوق رفتار گردد استفاده از برنامه های ماهواره می باشد .چرا که  طبق قانون استفاده از برنامه های ماهواره جرم تلقی می شود و از سوی دیگر شاهد هنجار شکنی گسترده ای از طرف اکثریت اعضای جامعه می باشیم که علی رغم برخورد های شدید پلیسی،  استفاده از رسانه ی ماهواره ای دائما" بازتولید می شود که به نظر، هنجار سازی این واقعیت اجتماعی را الزام آور می سازد. و در این رابطه چند توصیه به متولیان فرهنگی کشور ضروری به نظر می رسد:

-         از دید جامعه شناختی جوامعی که درجه ای از رفاه  را تجربه کرده اند به ندرت می توانند به گذشته بر گردند چرا که اعضای جامعه،  تنوع برنامه های ماهواره ای را در غیاب یک رسانه مطلوب و سر گرم کننده ،بعنوان نوعی رفاه فرهنگی تلقی می کنند. و تجربه بیش از ده سال استفاده از برنامه های ماهواره ای دلیل محکمی است که  علی رغم بر خورد تکرار شونده ،استفاده کننده گان نتوانند به حذف برنامه های ماهواره ای رضایت دهند.

-         برای تربیت نسلی هنجارمند نبایستی دستورالعمل تهیه کرد و به آن تکیه کرد. لذا بایستی درون و باورهای افراد را تغییر بدهیم لذا زمانی انسان تغییر می کند که ارزشهای احساسی فرد تحریک شود نه جریان بیرونی آن ، بنابراین تربیت بایستی از طریق فرهنگ باشد نه دستورالعمل بیرونی بعبارتی تغییرات بایستی نرم افزاری باشد نه سخت افزاری لذا اگر تغییرات از درون صورت بگیرد نیاز به نظارت بیرونی نیست. و برعکس ، تغییراتی که با کار فرهنگی درونی شده اند با قوه قهریه تغییر نمی یابند.

-         در مملکت ما بعلت کمتر پرداختن به امور فرهنگی مشاهده می کنیم که دائما" سیستم های نظارت اجتماعی با معلول مبارزه می کنند و عملا" شاهد دو نوع  باز خورد تکراری بعد از هر بار جمع آوری ماهواره ها  هستیم :

1- نارضایتی استفاده کنندگان از جمع آوری ماهواره ها  2- هزینه نصب مجدد آنتن

لذا به مسئولان فرهنگی ونظارتی کشور که دغدغه انحراف از معیار جوانان را در سر دارند  پیشنهاد می گردد که بجای عکس العمل های گسسته و واکنشی ، به کمک کارشناسان اجتماعی و مذهبی، شیوه استفاده بهینه  از رسانه ماهواره ای ،متناسب با فرهنگ ملی و مذهبی ، به خانواده ها آموزش داده شود تا خانواده ها از پیامد منفیِ بعضی برنامه های ماهواره ای آگاهی یابند و از طرفی از برنامه های مفید آن بهره مند گردند ودر همین راستا  رسانه ملی نیز در ارائه برنامه  هایی با کیفیت مطلوب تر اقدام نماید و در واکنش به برنامه های انحرافیِ ساختار شکن  پاسخ های اقناع کننده ایی را جهت آگاه سازی جوانان در دستور کار قرار دهد. چرا که در عصری  زندگی می کنیم که دنیا تبدیل به  دهکده ی جهانی گردیده  و به هیچ عنوان نمی توان به شکل فیزیکی و ابتدایی جلوی ورود اندیشه ای را گرفت و تنها گزینه موجود پذیرفتن واقعیتی بنام ماهواره و تلاش فرهنگی و آموزشی لازم به خانواده ها تا این میهمان ناخواسته که تهدید  بالقوه تصور می شود، تبدیل به فرصتی برای رشد و ارتقای جامعه قرار گیرد. لذا وجود ماهواره در جامعه ما همچون سیلی است که دائما" جامعه را تهدید می کند که نمی توان واقعیت سیل را نادیده گرفت لذا باید در برخورد با سیل سدی ساخت ،تا هم از خطرات آن در امان باشیم و هم از انباشت آب موجود استفاده بهینه شود. که در اینجا سدّ همان آموزه های فرهنگی درونی شده است که انسانها بر سر دو راهی سرّه را از ناسّره تشخیص می دهند. لذا در پایان یادآوری مجدد این نکته ضروری به نظر می رسد که نظم دستوری و بر خورد شتابزده در امور فرهنگی ،  شاید در کوتاه مدت  و به ظاهر  افراد را تحت انقیاد خود در آورد، ولی  از درون  به نافرمانی مدنی بزرگتری سوق می دهد.

 

آسیب شناسی فرقه های بنیاد گرا(جندا..-طالبان-القاعده)

نویسنده :مصطفی آب روشن  

يکي از معضلات جامعه انساني که در قرن اخير به شکل رخدادي نابهنجار ويا مرضي در آمده ،نوعي از خودکشي است که ناشي از افکار قالبي ارزشي است. و يکي ازعوارض جوامع انساني خصوصا"پيامد مهم جوامع نظام مند است که بيشترمتأثر از نابساماني ساختار جامعه ،جنگ و اختلافات فرقه هاي شبه مذهبي است. لذا رويکرد صرفا" پوزيتيويستي در جوامع مدرن و ديده نشدن افکار مذهبي بعنوان يکي از ارکان مهم معرفت بشري واکنشي يکسونگرانه و جزمي بنام بنياد گرايي مذهبي را بوجود آورده که نتيجه آن قوم مداري افراطي و ايستار هاي دگمايي در عرصه جهاني است. که در شرايط ياد شده زمينه تکوين نوع خاصي از خودکشي مهيا مي شود و تقسيم بندي نويني از خود کشي راجهت مفهوم سازي وشناخت اين واقعيت اجتماعي، الزام آور مي سازد .آنچه در اين چکیده گرد آمده، ارائه سنخ بندي جديدي از خودکشي است که در حوزه آسيب شناسي اجتماعي بعنوان يک مسئله جامعتي و يک ضرورت تشخيص داده شده است. بديهي است که با نگاه به پديده هاي انضمامي و آمارهاي غم انگيز موجود،که چندين هزار عمليات انتحاري در طول کمتر از دو دهه در منطقه خاورميانه بوقوع پيوسته وبه تناسب آن کشته و زخمي شدن هزاران زن ، مرد وکودک و ازبين رفتن منابع انساني و مادي، ضرورت پرداختن به اين نوع از خودکشي را بعنوان يک مسئله منطقه ايي که پيامد جهاني دارد را دو چندان مي کند.لذا پديده خودکشي از نوع اخير دراين جستاردر سازه اي بنام "خودکشي ايدئولوژيکي "مفهوم سازي شده است.حال با يک کنکاش دقيق تر بايد پرسيد "خودکشي ايدئولوژيکي" چيست؟ و چه عواملي در شکل گيري آن دخيل اند؟بنابر اين لزوم بازنگري و دسته بندي جديد از اين پديده اجتماعي به تناسب افزايش پيچيدگي و روند تغييرات اجتماعي ناگزير بنظر مي رسد که بايستي مورد مداقه و تامل جدي قرار گيرد .

 

 تعريف خودکشي ايدئولوژيکي:

اقدامي است کاملا آگاهانه وعموما"مخفيانه و تحت يک نوع الزام خارجي ايدئولوژيکي ودروني شده که ماهيتي ارزشي دارد، جهت پايان دادن به زندگي خويش، به ترتيبي که مرگ وسيله ايي جهت رسيدن به هدف باشد.

بنابراين فرد تحت انقياد افکار و انديشه اي است که به باورش رسيده و آن را در وجودش دروني کرده است .لذا اين افراد ازدل فرقه هایی زاده مي شوند که خود کشي در راه اهدافِ مقدس جلوه داده شده را تئوريزه و تطهير ميکنند و فرد در شرايط خاص دنيا را از منظر چهار چوب نظري خودش تفسير و هر عاملي را که باعث عدم تحقق انديشه اش باشد نفي وتکفير مي کند.و هدف از این نوع خودکشی از بين بردن اشخاص،گروهها و منافع مادي وابسته به آنها ودر نهايت نابودي بنيان ِافکار و انديشه مخالف، که دشمن ايدئولوژيکي تلقي شده،بوسيله مواد انفجاري ، به ترتيبي که نابودي کنشگر را بهمراه دارد و فرد کشته شده شهيد محسوب مي شود .

ناگفته نماند که مفهوم شهادت در تمام جوامع داراي بار ارزشي والايي است چرا که در عرصه نبرد با دشمن خارجي و وضعيت جنگي خود را فداي باورهاي ارزشمند جامعه مي کند واز گرانبهاترين موجوديت خويش دست مي کشند که مطمئنا" در در تمامي انديشه ها ارزشمند و پذيرفتني است. لذا جهت روشن شدن تفاوت ماهوي خودکشي از نوع اخير با مفهوم شهادت ذکر چند نکته لازم مي آيد.

در فرهنگ عامه شهيد کسي است که براي حفظ جان، مال،خاک وارزشهاي مشترک اعضاي جامعه در نبردي رو در رو با دشمن مسلح مي جنگد و کشته مي شود ولي در خودکشي اخير ،شخص نماينده مردم کشورش نيست بلکه عضوي از گروه کوچک با ايدئولوژي خاص است ودر واقع کنشگردر راستاي منافع طبقاتي و سياسي رهبران فر قه هاي افراطی  گام بر مي دارد و  بطور مخفيانه ودر زمان غير جنگي، خود و ديگران را به کام مرگ مي فرستد. لذا در خود کشي ايدئولوژيکي ،عرصه نبرد، مکان هاي عمومي است که اکثرا" افراد بي گناه ،زنان و کودکان قربانيان اصلي هستند که در واقع نوعي گرو کشي سياسي را به ذهن متبادر مي کند. چرا که اگر به خواسته هاي اين گروه توجه نشود کشتار افراد بیگناه همچنان ادامه خواهد داشت .در صورتيکه که شهيد کسي است که براي دفاع از کیان و ارزشهای کشورش ،در عرصه نبرد با دشمن خارجي مي جنگد ولي در گروه افراطي ياد شده هر مکاني از جمله مکانهاي مقدس مي تواند عرصه نبرد باشد. چرا که از منظر اين گروهها هدف وسيله را توجيه مي کند. لذا در کشور خودمان ايران نيز، شاهد فرقه هاي افراطي جندا.. هستيم که افراد بي گناهي را به کام مرگ فرستادند تا به حکومت اعلان موجوديت کنند و نام اين کشتار وحشيانه را عمليات استشهادي و عمل اين شخص را شهادت مي نامند بنابراين عمل رزمنده ی شهيد از روي آگاهي و خود خواسته است ولي عمل کنشگر خودکشي ايدئولوژيکي اخير، حاصل جهل وعدم آگاهي لازم و دقيق از مفاهيم و وجوه واقعي دين آسماني وتعصب علماي افراطي ديني است که در يک پروسه سيستماتيک انجام مي گردد.

آسیب شناسی جامعه ی قالب گرا

نویسنده :مصطفی آب روشن

متاسفانه در جامعه ایی زندگی می کنیم ،که نوعی قالب گرایی بر شیوه رفتار مردم مستولی گشته است. واضح و مبرهن است که سلامت اعضای جامعه منوط به این واقعیت است که کنشگران از راهها ی مقبول و مشروعِ عمومی به اهداف ارجدار جامعه دسترسی پیدا کنند .آنچیزی که از اهمیت خاصی بر خوردار است و تحقق آن، دلیل وجودِ قالب های َعَرضی می باشد محتوا ، اهداف و ارزشهای جامعوی است .از منظر جامعه شناختی اگر عده ای از افراد، اهداف جامعوی را قبول نداشته باشند ویا کم اهمیت تلقی نمایند و در عوض به ابزار و وسایل رسیدن به هدف تاکید نمایند ویا  به عبارتی دیگرتوجه شان به قالب ها متمرکز گردد، جزء منحرفین جامعه تلقی می شوند، واگر این معضل فردی در جامعه تسری پیدا کند و به معضلی اجتماعی تبدیل شود جامعه را دچار آنومی خواهد کرد. متاسفانه این عمل چنان در فرهنگ ما عجین شده و آنچنان جامعه دچار قالب گرایی مزمن گردیده که تشخیص سرّه از ناسرّه مشکل ساز شده است.

در طی زمان و در روند مدرنیته قالب ها تغییر می کنند ولی محتوا همچنان جزء هنجارها باقی می مانند اگر اصرار داشته باشيم كه قالب ها حفظ شود مردم اصل محتوا را هم زير سئوال مي برند.

لذا چند نمونه از رفتارها و نگرش های قالب گرایانه و ماهیت ستیز که در جامعه تسری پیدا کرده،  بیان می گردد:

1- مناسک گرایی شدید عمومی و کم توجهی به جوهره ی والای دین که تنها کارکرد پنهان آن، یعنی بدست آوردن منزلت اجتماعی در جامعه برای این افراد مهم تلقی می شود، بدون اینکه تغییر ملموسی در رفتار و نگرش این عده بوجود آید؛ چرا که ماهیت دین در وجودشان درونی نشده که در واقع نوعی قالب گرایی را به ذهن متبادر می کند چرا که افراد مناسک گرا  به ماهیت دین  کمتر توجه می کنند و جنبه های احساسی و زیباشناختیِ دین را سرلوحه عمل خویش قرار می دهند.

2- پرداخت رشوه چه برای پرداخت کننده و چه برای دریافت کننده از نظر قانون و شرع ممنوع و حرام است ولی برای اینکه خدمتِ غیر قانونی کسی در حق کس دیگر رشوه تلقی نشود یک معامله سوری بر سر یک شی بی ارزش برقرار می شود مثلا" کمر بند رشوه گیرنده به مبلغ گزافی که همان مبلغ توافق شده (رشوه)است معامله می شود تا رشوه در قالب معامله در آید و  مشروع گردد . 

 

3- دلجویی و همدردی از بازماندگان متوفی، جزء فرهنگ ملی و مذهبی ایرانیان است که در واقع شرکت در مراسمی اینچنینی نوعی یگانگی وهمدردی را باز تولید می کند و حضور همدلانه در این مراسم ها ارزش های مشترک اجتماعی را به تایید مجدد می رساند.لذا  شما دسته گل مي بريد شخص ديگر يك دسته گل بزرگتر مي گيرد و آن يكي دسته گل را آنقدر بزرگ سفارش مي دهد كه با وانت قابل حمل است و نکته قابل ذکر آن است که خودش در مراسم شركت نمي كند لذا در می یابیم که در واقع  نوعی فخر فروشی را به میهمانان انتقال می دهد .بعبارتی با دسته گل،  انتقامِ محبت می گیرد.در صورتی که محتوای چنین قالبی، تسلی و همدردی حضوری با بازمانده گان بوده است نه دسته گلی آنچنانی.

3-یکی از اهداف بروکراسی در نهادها ،خدمت رسانی سریع و به موقع به شهروندان است ولی در عمل شاهد آنیم که افراد دائما" در پیچ و خم نظام های اداری و بخشنامه های تحقق ناپذیر  سر در گم اند. بعبارت دیگر  محتوا گم شده و ابزار تبدیل به هدف گردیده است .به طور مثال: هدف ازپرداخت تسهیلات بانکی رفع مشکل افراد و توسعه اقتصادی کشور بمعنی عام است ،ولی مشاهده می کنیم که بانکها  شرایطی را برای احراز وام تعیین اعلام می کنند که عملا" امکان استفاده از تسهیلات بانکی غیر ممکن بنظر می رسد.در واقع دستورالعمل ها از اهمیت بالایی برخوردار می شوند که از نظر متقاضیان  تبدیل به هدف می شود.    

5- يکي از مباحثي که همواره در زمينه تاثيرگذاري رسانه ها به خصوص تلويزيون مطرح است، حضور و نقش مفاهيم ديني در درون مايه، ظاهر و حتي قالب هاي به کار گرفته شده  در اينگونه رسانه ها مي باشد. مساله اساسي اينست که آيا تلويزيون که به عنوان يک رسانه ملی ، در سراسر جهان نقاط اتکاء و تمرکز خود را ايجاد نموده و امواج آن ، مردم نقاط مختلف دهکده جهاني را نشانه گرفته اند، مي تواند در نقش يک آموزگار و آن هم از نو ع انتقال دهنده مفاهيم ديني و مذهبي عمل نمايد؟ در یکی از سریال های پربیننده تلویزیونی بنام ستایش ،برای اینکه هویت ستایش به صورت غیر قانونی و غیرشرعی مخفی بماند، فردی مومن و متشرع پیشنهاد می کند که اسمش را در محلِ کار عوض کنیم تا هویتش گمنام بماند، و وقتی با این مسئله رو برو می شود که دروغ چیز خوبی نیست نتیجه می گیرد که اسم دختر را ثنا بگذاریم چون که معنای لغوی آن با ستایش یکی است ، و با این طرفند مشکل دروغگویی بر طرف می شود و از لحاظ شرعی جای ایراد نیست لذا مشاهده می کنیم ،رسانه ایی که باید با این نوع تفکر ماکیاولیستی(هدف وسیله را توجیه می کند) مبارزه کند ، تفکرات قالبی و باورداشتهای غلط جامعه را در نمادِ یک انسان دینی باز تولید می کند که در واقع ماهیت دروغ را در قالبی دیگر به میلیون ها بیننده موجه جلوه  می دهد . وبه بییننده این نکته را القاء می کند که چگونه با تغییر قالب، محتوا را دور بزند.لذا بیان این نکته از اهمیت خاصی بر خوردار است که قالب وسیله ای است برای تسریع در رسیدن به محتوا و بدون محتوا، قالب دارای ارزش ذاتی نمی باشد. بنابراین قالب فرهنگي ، روح جامعه را بما نشان مي دهد. اگر قالب گرايي بر محتوا گرايي چيره بشود امكان دست يابي به اهداف دين غیر ممکن می شود و اوامر و نواهی دین اثر معكوسی بر جامعه مي گذارد، بجاي اينكه دستورالعمل ها اثر مثبت داشته باشد اثر منفي بوجود می آورد و ضدش را مي سازد .در زمان قالب گرايي دروغ پردازي زياد مي شود. همان چيزي كه امروزه در جامعه شاهد آنيم يعني: در اين شرايط جعل قالب زياد مي شود و انسان ها در تشخيص حقيقت دچار مشكل مي شوند.

تصور ايرانيان درباره خود در گفتگو با دکترمحسن گودرزی

مصاحبه توسط :علی اصغر سیدآبادی

ايرانيان درباره خود چگونه مي انديشند؟ آينده را چگونه مي بينند؟ چه تصويري از جامعه دارند؟ پاسخ دادن به چنين پرسش هايي در كشورهاي اروپايي حدود شش دهه سابقه دارد، اما در ايران نخستين بار در سال 1353 به همت مرحوم دكتر علي اسدي پيمايشي از اين نوع انجام شد، پيمايشي كه موضوع اصلي اش مطالعه رسانه ها بود ،

ادامه نوشته

ideological suicide

Ideological suicide   
Mustafa  abroshan
Abstract:
In this article we tried that specific type of suicide, the process of social reality - historical abstraction and concept is making a full understanding of this phenomenon to take place and the angles of overt or covert, and new categories to be included in the name of ideological suicide to include three categories: political suicide, suicide and suicide emancipatory religious split in the first type occurs in communities that religion is an important factor correlation of severe social and religious institutions and government are intertwined with war and occupation, so the emergence of the field incidence of suicide and provides policy and in the second type of conflict of interest when political, ideological and class quasi-religious groups or groups with the governments in one country comes to reach goals that are considered sacred excommunicated enemy fire and in hand Finally, religious suicide undermines the figure and in the third type of time pressure on the individual social structures, ideologies are getting rid of suffering, and it made it kind of suicide is emancipatory. More on that paper I created the paradigm, to describe and explain the factors of evolution have identified a recent suicide, and compared with the classified adaptive Durkheim be done. Finally and in conclusion that the concept will be obtained with different classification Durkheim typology is because in recent suicide ideology is the main effective factor in explaining suicide Durkheim priori outcome, but the individual interaction and group structure factors of suicide evolution and other differences The important point is that religion in the ideological suicide catalyst but Durkheim explained Preventing is operating as a reality that must be considered independent So go beyond the classic interpretation of the border and established a new due process of self gay social reality that time - including the location is intended to reveal new meanings of the phenomena mentioned again Suicide interpretation of this particular type of binding are be.

سیب

 

نویسنده: آرزو بلالی

مرد وارد اشپزخانه شد چند تا پلاستیک میوه از دستا نش اویزان بود. به محض اینکه    پلاستیک ها را گذاشت روی میز،سیب های داخل یکی از پلاستیک ها ولو شدن کف اشپزخانه. یکی از سیب ها  قل خورد و در فضای بین کابینت و اجاق گاز جا گرفت. مرد با بی حوصلگی به کف زمین و سیب های غلتان نگاه کرد، اما سیب زیر کابینت را ندید. دخترش ،آلما را صدازد ولی جوابی نشنید. درب یخچال را باز کرد و بطری آب خوردن را بیرون اورد با دیدن بطری خالی با غیظ دوباره آن را سرجایش گذاشت.لیوان را از شیرآب پر کرد و نوشید. همسرش وارد آشپزخانه شد،رو به مرد کرد و گفت:

- خدا را شکر بالاخره یادت اومد خونه و زندگی داری

مرد با ترشرویی جواب داد:

- استقبال تو همیشه معرکه ست

زن که انگارقبلا جواب ها را آماده کرده بود گفت:

- توقع داری جلو پات گوسفند بکشم، مردی که یک شب درمیون بیاد خونه لیاقتش همینه

شوهرش با پرخاش گفت:

- حرف مفت نزن هر کی ندونه فکر میکنه د نبال خانوم بازی بودم این زندگی وامونده خرج داره

زن با عصبانیتی آمیخته با تمسخر گفت:

- منت سر من نذار، من خودم اندازه ده تای تو درآمد دارم، پول ها ی توجای دیگه خرج میشه فکرمیکنی من خرم، اون زنیکه هرزه رو به اسم منشی آوردی شرکت ،دارو ندارت و خرجش میکنی...

- همین چرت وپرت هارو میگی که بچه ام از من بیزاره

زن که جری تر شده بود فریاد زد:

- لازم نیست من بگم ، سرتو کردی زیر برف، فکر میکنی هیچکس خبر نداره

صورت مرد از شدت خشم بر افروخته شد، با مشت روی میز کوفت :

- اصلا خوب کردم ،لیاقت تو همینه، تو زن زندگی نیستی، فقط بلدی بزک کنی و با اون رفیقای عنترت بری مهمونی های مسخره.درآمد ت رو هم به رخ من نکش. هر چی از اون آرایشگاه زپرتی دربیاری، خرج ماتیک و سرمه ات م نمی شه. من نباشم تو مردی.

مرد تند از آشپزخانه بیرون رفت.داد و فریاد زن در صدای شکستن لیوان گم شد.بعد            هق هق کنان شروع کرد به جمع کردن سیب هایی که روی زمین ولو شده بودند ولی سیب زیر کابینت را ندید.

 

*                         *                         *

ساعت یک نیمه شب بود.دختر درحال صحبت کردن با گوشی تلفن واردآشپزخانه شد :

- بعد از ظهر که من از دبیرستان اومدم مامان رفت آرایشگاه ، هنوزنیومده. بابا دیشب هم خونه نیومد، گوشی هر دوتاشون خاموشه

- ..........

- نه بابا با هم نیستند ،مثل همیشه با هم قهرند

- .........

- خوش خیالی مادربزرگ،اونا هیچوقت به فکرمن نیستند، اصلا انگار منو نمی بینند از هر دوتاشون خسته شدم

- ........

- کدوم دوست داشتن، من  حاضرم شرط ببندم الان بابا با اون منشی جدیده رفته ددر، مامان خانوم هم با شریکش، پری جون، تو مهمونی فاز می ده.بی خیال من بدبخت.

-......

-  نه من از تنهایی نمی ترسم، می خوام بخوابم. خداحافظ

روی صندلی نشست و به فکرفرو رفت.گذشت سه روز، لکه های قهوه ای – خاکستری روی تن سیب به جا گذاشته بود شاید اگر کسی به سراغ اجاق گاز میرفت می توانست از لای فضای خالی بین گاز و کابینت سیب را ببیند ،اما این اتفاق نیفتاد.

 

*                       *                            *

تنگ غروب است. زن هراسان و گریان گوشی به دست درآشپزخانه راه می رود و سعی دارد با جایی تماس بگیرد :

- الو مادر، آلما پیش شما نیومده؟

-............

- یه کاغذ چسبونده  رو یخچال، نوشته که از پیش ما می ره و دیگه برنمی گرده .این موقع شب کجا رفته ؟ حالا چیکار کنم؟

-...........

- نه، باباش خبر نداره. ذلیل شه این مردیکه که هر چی می کشم از دست اونه

-..........

- مادر تو هم وقت گیر آوردی ها، تقصیر من چیه فعلا خداحافظ

زن سرش را روی میزگذاشت و صدای گریه اش در سکوت خانه گم شد. سیب کپک زده بود و تجزیه را تجربه می کرد.

 

از چراغ قرمز تا سبز

نویسنده :رزو بلالی

ساعت از پنج بعد از ظهر گذشته بود که از محل کارش بیرون آمد .از صبح با ارباب رجوع های زیادی سر و کله زده بود و هزار تا کاغذ را دست به دست کرده و چیزی نوشته بود. احساس خستگی شدیدی وجودش را چنگ میزد. داخل ماشین نشست و آماده حرکت شد که صدای موبایل خبر ازآمدن پیامک جدید داد، تند گوشی را از جیبش در آورد و نگاه کرد:

-        لعنتی ها آخه اگه ما نخواهیم این شرکت ها به ما اس ام اس بدن باید چیکار کنیم ؟واسه هر چیز مزخرفی به خودشون اجازه میدن وارد موبایلت بشن ....

و با بیحوصلگی گوشی را روی صندلی بغل انداخت .دو روز از قهر او وزنش گذشته بود اما هنوز هیچ اقدامی در جهت آشتی از طرف هیچکدامشان نشده بود. فکر کرد کاش پیامک از طرف زنش میبود. بعد با غیظ به خودش جواب داد :

-        نخیر این زن اینقدر لجبازه که حاضر نیست کوتاه بیاد

یک لحظه چهره خندان زنش را در ذهن مجسم کرد، فکر کرد شاید زنش ناز میکند و اصلا قضیه لجبازی نیست ،صدای بوق ماشین پشت سر او را به خود آورد .حرکت کرد خیابانها مملو از ماشین بود با هر دنده ای که عوض میکرد انگار رگی موذی از پشت پاهایش تا پس کله اش کش می آمد و تیر میکشید. شروع کرد به فحش دادن همه راننده ها ،ماشین ها ،چراغ قرمزها، اتوبان ها... حسابی کلافه شده بود به یکباره متوجه بوی نامطبوع داخل ماشین شد یادش آمد دیشب به توصیه یکی از همکارانش برای جلا و برق انداختن داخل ماشین و داشبورت از روغن زیتون استفاده کرده بود و حالا بوی زیتون و پلاستیک در هم آمیخته شده و مشام را می آزرد :

-        من احمق رو بگو که به حرف اون مرتیکه دیوونه گوش میکنم! یکی نیست بگه آخه الاغ روغن زیتون چه ربطی به جلا داره ؟

برای دومین بار چراغ قرمز شده بود واو هنوز چهارراه را رد نکرده بود انگار ترافیک هر لحظه سنگین تر میشد با نگرانی به عقربه آمپر بنزین نگاه میکرد. احساس خفگی کرد، برای رهایی از بوی زیتون شیشه پنجره را پایین داد. به بیرون نگاه کرد گویا برای پرخاش کردن و ناسزا گفتن به دنبال موردی می گشت. ناگهان یک دسته گل رز قرمز جلو صورتش ظاهر شد و توأمان صدای ظریف بچه ای که میان آن همه هیاهو به زور شنیده میشد:

-        آقا گل نمیخوای؟

روی صندلی جابه جا شد تا صاحب صدا را که پشت دسته گل بود ببیند دخترک هفت، هشت ساله ای بود با موهای سیاه براق مثل موهای زنش. صورتش را لایه ای نازک از دود و غبار پوشانده بود مرد مردد نگاهش کرد:

-        نه دخترجون گل میخوام چیکار ؟

-        واسه نامزدت بخر به خدا به جون بابام خوچحال میشه

ترافیک روان تر شده و ماشین ها آرام آرام شروع به حرکت کردند ،دخترک دستش را روی لبه پنجره گذاشته بود و آرام همراه ماشین شروع به حرکت کرد :

-        خوب بخر دیگه ...تو رو خدا آخریشه

مرد در حالیکه لبخند کمرنگی گوشه لبهایش جا خوش کرده بود، دست در جیبش کرد اسکناسی بیرون آورد و به دخترک داد.

چراغ سبز را رد کرده بود و فضای ماشین آکنده از بوی رز سرخ بود.