ایده هژمونی گرامشی

Antonio Gramsci آنتونیو گرامشی  سال ۱۸۹۱ در «ساردینا» منطقه کارگری جنوب ایتالیا به دنیا آمد. پدرش کارمند ثبت و مادرش زنی بی سواد از طبقه متوسط روستایی بود. در حالی که هنوز هفت سال بیشتر نداشت، پدرش در نتیجه دسیسه های سیاسی کارش را از دست می دهد و به پنج سال زندان محکوم می شود، و این شروع دوره طاقت فرسای زندگی گرامشی و خانواده پرجمعیت شان است. اما این پایان کار نبود؛ رشد توموری در کمر آنتونیو مخارج سنگینی به خانواده تحمیل می کند؛ بیماری مرموزی که تا پایان عمر او را رها نکرد. او به رغم ضعف جسمانی دبستان را با نمرات عالی به پایان برد اما به دلیل عدم وسع مالی تا آزادی پدرش نتوانست به دبیرستان برود، پس از آزادی پدر و بعد از اتمام دبیرستان یکی از دو نفر ساردینایی بود که توانست بورس تحصیلی دانشگاه تورینو را به دست آورد و در رشته زبان شناسی نوین مشغول به تحصیل شود؛ رشته تحصیلی که در سال سوم ناتمام رهایش کرد و به فعالیت سیاسی در حزب سوسیالیست و سپس حزب کمونیست ایتالیا پرداخت و نهایتاً به دبیرکلی این حزب انتخاب شد. قسمت عمده زندگی سیاسی و علمی گرامشی در دوران حکومت فاشیستی سپری شد. در حالی که نماینده مجلس بود توسط حکومت فاشیستی به زندان انداخته شد و بقیه عمر خود را در زندان گذراند. وی مطالعات گسترده یی در زندان در زمینه های مختلف انجام داده که به «دفترهای زندان» مشهور است. خدمت عمده گرامشی به جامعه شناسی را بسط مفهوم «هژمونی» و البته نظریه «روشنفکران» دانسته اند. هنوز هم درک و تبیین کامل فاشیسم مراجعه به آثار او را می طلبد. آنتونیو گرامشی از نظریه پردازان عمده مارکسیسم هگلی است که سرانجام سال ۱۹۳۷ در اثر مشقات زندان و وخامت بیماری مادام العمرش در زندان درگذشت.

آثار

گرامشی از متفکرانی چون هگل، مارکس و انگلس، لنین، لوکزامبورگ و تروتسکی متاثر است. البته آثار دایره المعارفی مارکس که فراتر از حوزه صرف جامعه شناختی هستند، بیشترین تاثیر را بر او داشته اند؛ از سویی دیگر آثار «بندتو کروچه» متفکر ایتالیایی مورد مطالعه دقیق او بوده است. گرامشی خود می گوید؛ «همان طور که فلسفه هگل مقدمه مارکسیسم در قرن نوزدهم و یکی از پایه های تمدن جدید بوده است، فلسفه کروچه هم مقدمه یی است برای مارکسیسم نو شده و معاصر و مناسب نسل ما.» (فیوری؛ ۱۳۳)

ادامه نوشته

جرج هربرت مید

جرج هربرت مید"، 143 سال قبل، در 27 فوریه (8 اسفند) 1863 در ماساچوست زاده شد. این اندیشمند آمریکایی با تحقیقات و نظریات میان رشته ای، مورد توجه جامعه شناسان، فیلسوفان و روانشناسان اجتماعی در یک قرن گذشته بوده است و بیش از همه به عنوان یکی از جامعه شناسان کلاسیک شناخته می شود.
  ”مید" مانند اکثر جامعه شناسان در خانواده ای مذهبی و با پدری کشیش بزرگ شد و خود او نیز در کودکی تحت تعالیم مذهبی و اخلاقی در کالج مخصوصی قرار گرفت؛ اما در عین حال که بعد از مدتی به واسطه تعالیم داروینی و… دست از عقاید مذهبی شست و دلبستگی های الهیاتی اش را رها کرد، تا پایان عمر به عقاید و اخلاقیات مسیحی تا حدودی پایبند بود و این مسئله در زندگی اجتماعی و شخصیتی او به وضوح آشکار بود. وی بعد از فراغت از تحصیل از کالج ابرلین و مدتی تدریس در آنجا و نیز به صورت معلم سرخانه، در سال 1887 به هاروارد مراجعه کرد تا تحصیل در فلسفه را ادامه دهد؛ مدرک لیسانس او از این دانشگاه آخرین مدرک رسمی تحصیلی او بود. در پی آن، وی مدتی در آلمان به مطالعات روانشناسی و فلسفه پرداخت و ظاهرا از "زیمل"  نیز بهره برد و سپس به تدریس در دانشگاه میشیگان و شیکاگو در آمریکا پرداخت. بر این اساس مید جزو اولین جامعه شناسان آمریکایی است که در حلقه جامعه شناسان شهری مثل پارک و دیگران قرار نمی گیرد.

ادامه نوشته

رابرت ازرا پارک

رابرت پارک راه عادی و معمول یک جامعه شناس دانشگاهی را دنبال نکرد - تحصیلات لیسانس ، فوق لیسانس ، دکترا و استادی . به جای آن قبل از آنکه در سنین بالا جامعه شناس شود ، مشاغل گوناگونی را تجربه کرد.پارک با آنکه کارش را در جامعه شناسی دیر شروع کرد، تاثیر عمیقی بر جامعه شناسی بویژه نظریه آن گذاشت .تجارب متعدد پارک جهت گیری غیر معمولی نسبت به زندگی به او بخشیده بود که همین به او کمک کرد تا به مکتب شیکاگو ، نظریه کنش متقابل نمادین و سر انجام ، بخش مهمی از جامعه شناسی ، شکل بخشید.
ادامه نوشته

گئورگ زیمل

گئورگ زیمل در اول مارس ۱۸۵۸ در قلب برلین زاده شد. او در دانشگاه برلین در رشته‌های گوناگون به تحصیل پرداخت. نخستین کوشش زیمل برای تهیه رساله دکترا توفیقی به دست نیاورد و یکی از استادانش اظهار نظر کرده بود که “اگر بیش از این او را در این تشویق نکنیم، خدمت بزرگی در حقش کردیم.”! ولی زیمل با وجود این ناکامی، ایستادگی کرد و در ۱۸۸۱ دکترایش را در رشته فلسفه گرفت. او تا سال ۱۹۱۴ با سمت آموزشی در دانشگاه برلین باقی ماند، گرچه از سال ۱۸۸۵ تا ۱۹۰۰ به عنوان سخنرانی که دستمزدش را دانشجویان می پرداختند، مقام نسبتا دون پایه‌ای در این دانشگاه داشت. زیمل با وجود حاشیه نشینی، در همین سمت نه چندان مهم به خوبی درخشید، زیرا سخنران برجسته‌ای بود و دانشجویان بسیاری را به خود جلب کرده بود. سبک درس دادنش چندان مردم پسند بود که بسیاری از فرهیختگان جامعه برلین به سخنرانی‌هایش که به یک رویداد عمومی تبدیل شده بود، می‌آمدند.

ادامه نوشته

فردیناند تونیس

ادامه نوشته

ماکس وبر

ادامه نوشته

دورکیم

ادامه نوشته

ویلفردو پار تو

کارل مارکس

ادامه نوشته

هربرت اسپنسر

ادامه نوشته

اگوست کنت

ادامه نوشته